معرفی وبلاگ
*****زندگي بافتن يك قاليست/ نه همان نقش و نگاري كه خودت مي خواهي/ نقشه را اوست كه تعيين كرده/ تو در اين بين فقط مي بافي/ نقشه را خوب نگاه كن نكند اخر كار/ قالي زندگيت را نخرد!!!!!!!***** ****با ارزوي اوقاتي خوش در نفس****
دسته
اختصاصي هاي من
ايران زيبا
اختصاصي هاي من
از جنس تبيان...
بي نظير
سيناي سلامت
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 266758
تعداد نوشته ها : 478
تعداد نظرات : 482
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

بی تو، مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم

 همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

 شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید 

 یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

 پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم 

 ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

 تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

 من همه محو تماشای نگاهت

 آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام

 خوشه ماه فرو ریخته در آب

 شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

 شب و صحرا ، گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم اید تو به من گفتی

 از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر

 کنآب ایینه عشق گذران است

 تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

 باش فردا که دلت با دگران است

 تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانمسفر از پیش تو ؟ هرگز

 نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

 چون کبوتر لب بام تو نشستم

 تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم

 بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

 تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز

نتوانم نتوانم اشکی از شاخه فرو ریخت

 مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت

 اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم اید که دگر از تو جوابی نشنیدم

 پای دردامن اندوه کشیدم

نگسستم نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم نه گرفتی

 دگر از عاشق آزرده خبر هم  نه کنی

دیگر از آن کوچه گذر هم بی تو

اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 مشیری/اوای ازاد  


دسته ها : ادبی
1388/10/25 1:24
X